پيام
+
پدري دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسيد :
فکر مي کني ،تو ميتواني مرا بزني يا من تو را؟
پسر جواب داد:من ميزنم ... پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولي باز همان جواب را شنيد
پدر با ناراحتي از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد تا شايد جوابي بهتر بشنود....
پسرم من ميزنم يا تو؟ اين بار پسر جواب داد شما ميزني....
پدر گفت چرا دوبار اول اين را نگفتي؟

* هاتف *
91/5/1
«امير معظم»
پسر جواب داد :
تا وقتي دست شما روي شانه من بود عالم را حريف بودم ولي وقتي دست از شانه ام کشيدي توانم را با خود بردي
*پوريا*
واقعا بعضي از نوشته ها فوق العاده است.
«امير معظم»
ممنونم... ولي از من نيستا... سرقتيه..
*پوريا*
عيب نداره مهم خوب مطلبي پيدا کرديد
شاپرك هميشگي من تويي
عالي بود
غلامعلي علامه شهرست
با تشكر